تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی
اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم
گناه کن به جای تو بر سر دار می روم.....!

تو همانند عابری هستی که خزان دلم را با گامهایت بهار عشق کردی
تو تکرار بارانی و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست که مرا می خواند
دلم آواره ی توست..........!