تبليغاتX
ترنم باران
رفتم به سحرگاه سوی سبزه و بستات

تا شامه کنم تازه ز بوی گل و ریحان

خار غم عشق تو چنان ماند به دامان

کین حال نگون بخت مرا نیست به سامان

 

hj

 

تو را باید در آن آینه ها دید

درون بهترین افسانه ها دید

تو که با غم چنان بی گانه هستی

تو را باید رها از کینه ها دید

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 1:14  توسط عسل  | 

 


www.irlearn.com